مرتضى مطهري
431
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
بر كسى نازل شود كه امين وحى است . مطلق الهامات غير غريزى را ما هدايت وحى و الهام مىناميم ، و چون براى ارشاد مردم به مصالح اخروى و الهى نيست لزومى هم ندارد كه واسطهء وحى و الهام داراى مقام عصمت يا قدس و عدالت باشد ، همان طورى كه در رؤياى صادقه كه جزئى از هفتاد جزء نبوت است نيز چنين است . مولوى در داستان سليمان و مسجد اقصى ( ص 358 ) ضمن بيان اينكه سليمان خواص گياهان را به مردم تعليم مىكرد مىگويد : اين نجوم و طب وحى انبياست عقل و حس را سوى بىسو ره كجاست عقل جزوى عقل استخراج نيست جز پذيراى فن و محتاج نيست قابل تعليم و فهم است اين خرد ليك صاحب وحى تعليمش دهد . جمله حرفتها ز صاحب وحى بود اولِ او ، ليك عقل او را فزود هيچ حرفت را ببين كاين عقل ما تاند او آموخت بىهيچ اوستا گرچه اندر مكر موى اشكاف بُد هيچ پيشه رامِ بىاستا نشد دانش پيشه از اين عقل ار بُدى پيشهء بىاوستا حاصل شدى . البته مقصود اين نيست كه جمود شود و وحى و الهام به افراد معين اختصاص داده شود . شك نيست كه مرتبهء عالى وحى و الهام همان است كه در انبيا بوده ولى حس مرموز الهام گيرى در همهء افراد هست و همان است كه به قول شيخ الرئيس مردم او را قوهء حدس مىنامند . اين نبوت مثل نبوت رؤيايى در همهء مردم با زياده و نقصان موجود است . پس غرض تعميم و توسعهء نبوت است نه تخصيص تعليم به انبيا . فرق است بين اينكه مبدئيت علوم را به انبيا يعنى همانهايى كه